تبليغاتX
agdag
وطن يعنی چه آباد و چه ويران---وطن يعنی همــين جــا يعنـی ايــــــــــــــــــران
نويسنده : جواد نصيري اوانکي

افلاطون انديشمند برجسته يونان باستان در باب انواع حکومت ها نظرياتي دارد که هر يک از آنها در جاي خود همواره مورد بحث و بررسي دانشمندان علوم سياسي در قرن هاي متمادي قرار گرفته است; از اين بين مجموعه مباحث مطرح شده درباره دموکراسي و حکومت هاي دموکرات وي در زمان حاضر نيز مي تواند در اصلاح شيوه حکومت ها مورد بهره برداري قرار گيرد.
افلاطون بنابر شرايط آن زمان يونان باستان (400 ق.م) به حکومت دموکراسي حاکم بر دولت شهر آتن انتقاداتي وارد مي کند که در جاي خود قابل تامل است و به طريقي در شرايط امروز جوامع مختلف نيز قابل طرح و بحث است. وي معتقد است، دموکراسي باعث مي شود سرنوشت يک جامعه بازيچه هوس توده هاي مردم شود، چرا که مردم در امور سياسي فاقد تجربه لازم هستند. بنابراين براساس انگيزه ها و عواطف خود تصميم گيري مي کنند و بديهي است که از درون اين نوع تصميم گيري نتايج عقلاني کمتر به دست مي آيد.
افلاطون مي گويد حتي با وجود يک رهبر خوب نيز توده هاي مردم ممکن است روند هاي نادرستي را طي کنند، چراکه هيچ رهبري وجود ندارد که بدون نقص باشد و در نتيجه براي حفظ موقعيت خود مجبور مي شود شعارهايي را همسو با افکار مردم مطرح کرده و در واقع خود با توده ها همراه شود و باز اين فرضيه مطرح مي شود که چون توده ها غالبا از روي عواطف و هوس تصميم گيري مي کنند، بنابراين رهبران خود به نوعي اسير اين هوس ها مي شوند. اين انديشمند برجسته قبل از ميلاد که استاد خود  سقراط  را قرباني تفکرات حکومت گران دموکرات مي ديد، بر وجه آزادي در دموکراسي نيز به شدت مي تازد; وي معتقد است دموکراسي هرچند تنوع و تکثر ديدگاه  ها و بينش ها را ازدياد مي بخشد، اما در ديگر سو خود باعث تزلزل پايه هاي حکومت و شورش شاگرد بر استاد مي شود که در نهايت عاملي است تا هيچ سنگ بناي محکمي براي استوار کردن پايه هاي حکومت بر آن وجود نداشته باشد. در اين شرايط نفاق و گسيختگي در ميان ارکان حکومت زياد شده و هر فرد به دنبال سهم خود از قدرت است.
با نگاهي ريزبينانه به مجموعه مباحث و انتقادات مطرح شده از سوي افلاطون به دموکراسي، پي به نکته اي مي بريم که جان کلام و سر منشا تمام انتقادات به دموکراسي است و آن ناآگاهي مردم در جوامع به اصطلاح دموکراتيک است. فرض را بر اين بگيريم که در يک جامعه ارکان دموکراسي شامل 1- قانون اساسي 2- نظام پارلماني (مجلس) 3- احزاب سياسي 4- مطبوعات آزاد وجود دارند، اما در همين شرايط مردم از آگاهي و سواد سياسي چنداني برخوردار نشده و توان تحليل درست پديده هاي سياسي و اجتماعي و يا اقتصادي را ندارند; آيا در اين شرايط مي توان متصور بود که مردم در برهه هاي گوناگون دست به انتخاب صحيح بزنند؟ البته اين در شرايطي که امکان هرگونه تقلب را از سوي مراکز قدرت صفر و يا نزديک به صفر بدانيم و حق انتخاب را به طور کامل به مردم تفويض کرده باشيم، باز هم اين سوال پيش مي آيد که آيا مردم به خودي خود توان تصميم گيري صحيح را بر اساس اصول منافع ملي و آينده  نگري خواهند داشت؟ براي پاسخ به پرسش فوق به نظر مي رسد بايد اين موضوع را روشن کرد که اصولا توده هاي مردم بر اساس چه ملاک هايي در مسائل سياسي و اجتماعي دست به انتخاب مي زنند. حضور در ميان مردم و مشاهده نحوه انتخاب در شرايط گوناگون نشان داده است که توده ها غالبا از تفکرات القايي توسط بزرگان قبيله، رهبران احزاب، انديشمندان و در دنياي معاصر رسانه ها براي انتخاب بهره مي جويند; همين جا است که انتقاد افلاطون دوباره مطرح مي شود که آيا ممکن نيست رهبران  که عموما رسانه ها نيز در اختيار آن هاست  براي حفظ قدرت خود شعارهايي همسو با توده هاي مردم و صرفا براي جلب آراي آن ها بيان کنند؟
به نظر مي رسد در وضعيت فوق که در يک جامعه ممکن است رخ دهد، يا دموکراسي محقق نشده، يا يک دموکراسي حداقلي را شاهد خواهيم بود و در نتيجه بسياري از نيازهاي مردم در پي انتخاب ظاهرا آزادانه آنان محقق نخواهد شد. با نگاهي به جوامع گوناگون متوجه مي شويم که غالب حکومت ها امروزه داعيه  دموکراسي دارند و حتي ديکتاتورترين دولت ها نيز در تبليغات خود مدعي دموکراسي و عمل بر اساس نظرات مردم هستند و جالب آنکه در بسياري از اين کشورها ارکان دموکراسي از جمله نظام انتخاباتي در ظاهر وجود دارد و درصد مشارکت کنندگان نيز به فراخور، کمتر يا بيشتر است، اما آيا دموکراسي واقعي به معناي حکومت مردم بر مردم در اين کشورها وجود دارد؟ بايد به اين نکته اذعان کرد که مردم در اکثر کشورها به ويژه درحال توسعه به سبب کمبود آگاهي و ناکافي بودن ميل به مطالعه و شرايط حاکم بر جامعه، قادر به تصميم گيري صحيح در مقاطع گوناگون تاريخي نبوده اند و در نتيجه با وجود داشتن حق انتخاب، اما راه را اشتباه رفته اند که اين خود عاملي بوده تا منافع عمده در دست يک عده خاص قرار گرفته و عموم مردم کماکان از آن بي بهره يا کم بهره بمانند. اگر نگاهي به دوران استعمار بيفکنيم، مي بينيم که اصولا در آن دوران به علت تسلط مستقيم يا غير مستقيم کشورهاي قدرتمند و استعمارگر بر جوامع جهان سوم اغلب مردم از حق انتخاب بي بهره بوده اند يا در شرايط ديگري، تقلب در انتخاب، راه را براي تحقق دموکراسي مي بست، اما در مرحله گذار از سال هاي استعمار و خروج کشورهاي استعمارگر از جهان سوم، اين قدرت ها بوده اند که براي حفظ وضع موجود در درجه اول تقلب در انتخابات را در دستور کار خود قرار دادند و در مرحله خوش بينانه تري از طريق ابزار تبليغات و سو»استفاده از ناآگاهي عمومي نتيجه مشارکت مردم را به نفع خود تغيير داده اند.
امروزه رسانه ها عاملي شده اند تا در پيشرفته ترين کشورها با معدل بالاي سواد مردمي نيز امکان جهت دهي به افکار عمومي وجود دارد و غالب توده ها بر اساس تحليلي که اين رسانه ها در طول شبانه روز از شرايط حاکم بر جامعه ارائه مي دهند، دست به تصميم گيري مي زنند; در چنين شرايطي اين سوال پيش مي آيد که اين رسانه ها با بودجه و تحت نظارت کدام نهاد به فعاليت مشغول هستند؟ در پاسخ به پرسش بالا شرايط را در جوامع مختلف متفاوت مي بينيم، يعني در برخي حکومت ها که داعيه دار دموکراسي هستند از مطبوعات آزاد و رسانه هاي ديداري و شنيداري آزاد سخن مي گويند و تکثر رسانه اي را دليلي بر رعايت رکن چهارم دموکراسي معرفي مي کنند; با مطالعه دقيق اين وضعيت متوجه مي شويم که با وجود فعاليت رسانه اي متنوع و در اختيار گروه هاي مختلف فکري باز هم اين غول هاي رسانه اي هستند که خط  مشي کلي و ديدگاه هاي اصلي را در ذهن توده ها پديد مي آورند و عموم مردم از اين اخبار و تحليل ها براي انتخاب خود بهره مي گيرند. حال در برخي کشورهاي در حال توسعه وضع کمي متفاوت تر است; در اين جوامع غالبا تنها شعار تکثر رسانه اي وجود دارد حال آنکه هر آنچه وجود دارد تحت سيطره و نظارت شديد حکومت و منابع قدرت است و غير از خواسته هاي نهادهاي قدرت مطلب چنداني در اين گونه رسانه ها منتشر نمي شود، در نتيجه مردم تنها يک نوع تفکر را در قالب تبليغات مشاهده مي کنند و کم کم مي توانند به آن خو گيرند.
مردم اين جوامع به سبب سرانه مطالعه پايين، تحقيقات کم عمق و احساس تغييرناپذيري در شرايط موجود دچار سرخوردگي شده و به توده  هايي تبديل مي شوند که حتي قادر به شناخت نيازهاي واقعي خود هم نيستند و اين نيازها نيز از سوي حکومت به ذهن مردم تزريق مي شود، البته نبايد همه مردم را توده هاي منفعل فرض کرد که هيچ گونه اختيار و امکان تصميم گيري ندارند بلکه در بسياري جوامع، گروه هاي روشنفکري تلاش دارند تا مردم را از شرايط واقعي خود که در آن به سر مي برند آگاه کرده و آنان را براي انتخاب صحيح در زمان مقتضي ياري کنند; در اين ميان آنچه تعيين کننده است ميزان خودآگاهي در جوامع است، اگر ميزان خودآگاهي آحاد مردم در يک جامعه رو به تعالي باشد انتقاد اصلي افلاطون بر دموکراسي نيز فضايي براي طرح پيدا نخواهد کرد، چرا که در اين صورت مردم نه از روي هوس و عاطفه بلکه بر اساس آگاهي انتخاب خواهند کرد. در اين شرايط اغلب مردم در برابر وعده هاي حکومت يا تبليغات رسانه اي فريب نخواهند خورد و به کساني راي مي دهند که منافع بلند مدت، آزادي ها و ديگر حقوق  آنان را تامين مي کنند.
در اين صورت است که مشکل دوم دموکراسي از ديد افلاطون نيز حل مي شود; بدين معنا که رهبران نيز در يک جامعه آگاه مجبور به پيروي از مردم براي حرکت به سمت تکامل مثبت خواهند بود چرا که توان القاي منويات خود را به صورت صد درصد به توده ها نخواهند داشت و مردم نيز هر آنچه از نهاد قدرت تبليغ مي شود را کاملا و بدون چون و چرا نخواهند پذيرفت و در نتيجه قدرت در راستايي شکل مي گيرد که مردم خواهان آنند.
در اين ميان قانون گذاري بر اساس احترام به حقوق مردم و برخاسته از تفکرات و ارزش هاي مردمي انجام مي شود که اين خود فضايي براي آزاد انديشي فراهم خواهد کرد و توده هاي به خود آگاهي رسيده در اين شرايط با وجود تنوع و تکثر عقايد، مذاهب و افکار، اما در صلح و آرامش به ادامه حيات خواهند پرداخت. در صورت تحقق اين امر انتقاد سوم افلاطون به دموکراسي نيز پاسخي دريافت خواهد کرد، چراکه جامعه آنقدر به تعالي رسيده که افکار و عقايد گوناگون در آزادي بيان مي شوند و وحدت در عين تکثر ديده مي شود، اما اين نه تنها عاملي براي تزلزل پايه هاي حکومت نيست، بلکه راهي براي تحکيم قدرت و جلوگيري از فروپاشي به واسطه تجميع و انفجار گروه هاي دگرانديش است. آموزش عمومي گسترده و بيان نقطه نظرات و ديدگاه هاي مختلف به طور همزمان باعث تخليه پتانسيل  هاي نهفته در ذهن افراد مي شود و در نتيجه جوامع با وجود تکثر افکار از حکومت  هاي يکپارچه و نيرومندي برخوردار خواهند بود و مجموعه اين ديدگاه ها در مسيري سپري مي شود که دموکراسي را از دروغ و تقلب به واقعيت نزديک ساخته و جامعه اي بر اساس عقلانيت را پديد خواهد آورد.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 10:23  توسط ش. جعفری نوده | 
مصداق هاي تاريخي تفرقه و اختلاف
behzadi_behrooz@yahoo.com

بهروز بهزادي

آنچه تحت عنوان امثال و حکم در زبان فارسي آمده است، گنجينه گرانبهايي است که جوانان ما نبايد آن را از ياد ببرند و پيران نيز بايد عمر خود را صرف آموختن آنها به جوانان کنند. برخي از اين مثل ها آنچنان ساده اما پرمغز و محتوا است که از گذشته حتي در مکتبخانه ها و مدارس به کودکان و نوجوانان آموخته مي شده است تا هنگامي که وارد بازار کار مي شدند يا مسووليت بخش هاي مختلف جامعه را به گردن مي گرفتند، از آنها در جهت بالندگي جامعه بهره بگيرند. اين مثل ها را که نمونه برجسته آن حکايات سعدي دانشمند تواناي ايران زمين است، مي توان در کتاب هاي اکثر شعرا و نويسندگان قرن هاي گذشته يافت و جوانان را به بهره گيري از آن تشويق کرد. چند نمونه از اين مثل ها که در کتب درسي مدارس آمده بود از همان جمله اند. براي مثال مي توان به پدري اشاره کرد که در بستر بيماري به عنوان وصيت از فرزندان خويش خواسته بود هر يک تکه چوبي را بياورند و دانه دانه آنها را شکسته بود و به کنجي انداخته بود، آنگاه مشابه همين چوب ها را دسته کرده بود که اين دسته را هيچ کس نتوانسته بود بشکند و از فرزندانش خواسته بود هميشه متحد باشند تا آسيبي نبينند و اگر متفرق شوند مثل آن چوب هاي خشک دانه دانه مي شکنند. آنچه مي تواند در يک خانواده اتفاق بيفتد در يک جامعه و کشور نيز در سطحي وسيع تر قابل اتفاق افتادن است و تاريخ نيز در مقاطع مختلف بر آن گواهي مي دهد. گواهي تاريخ حاکي است که ملت ها هميشه با اتحاد و اتفاق به پيروزي رسيده اند و در سايه افتراق و اختلاف شکست هاي بزرگي را متحمل شده اند که برخي از مثل ها حکايت همين رويکرد است. حوادث ماه هاي اخير کشور هميشه مرا به ياد همان دهقان و فرزندانش و چوب هايي که دانه دانه شکسته مي شدند و با هم محکم و استوار مي ماندند، مي اندازد و چند بار خواسته ام اشاراتي از همين زاويه به هموطنانم و حتي مسوولان داشته باشم ولي به اين بهانه که کو گوش هاي شنوا منصرف شده ام. با اين حال حوادث چند روز پيش کشور يعني روز سيزدهم آبان عزمم را جزم کرد که در اين باره حتماً يادداشت کوتاهي در باب مزاياي اتحاد و اتفاق يک جامعه بنويسم و درباره زيان هاي اختلاف بين مردم زنهار دهم. شايد يکي از دلايل مهم انصراف هميشگي من از نوشتن مطلب در اين زمينه، سادگي بحث و وقوف همگان بر آن بوده است ولي اينکه چرا ما اين موضوع بسيار ساده و بديهي را فراموش کرده ايم اين بار مهم ترين انگيزه من در نگارش شد. بدون ترديد همه ما، من که اين يادداشت را مي نويسم و شما که آن را مي خوانيد، رويدادهاي روز سيزدهم آبان را از نزديک يا از طريق رسانه ها ديده ايم و حرف و حديث هاي آن را شنيده ايم. بدون آنکه وارد بحث محتوايي و ارزشي آن شوم، مي خواهم بر اين نکته تاکيد کنم که دو ديدگاه در روز سيزدهم آبان ماه برابر ما قرار داشت. ديدگاه هايي که از قبل از انتخابات رياست جمهوري خودي نشان دادند در روز انتخابات و بعد از آن روبه روي هم قرار گرفتند تا آنجا که اختلاف شديد اصولگرايان و اصلاح طلبان نام گرفت و ماجراهاي تجمع ها و تعرض هاي خياباني و بخشي از بازداشت ها که بحث هاي آن به مجلس نيز کشيده شد، ناشي از همين دو ديدگاه متقابل بود. ديدگاه هايي که با چاشني خشونت همراه است و شماري از بلندپايگان کشور حتي در زمينه اصلاح آن داروي اتحاد و اتفاق را توصيه کرده اند. بحثي که ناشي از روحيه يي براي ايجاد وحدت در جامعه است و نه تنها نبايد آن را ناديده گرفت بلکه براي عملي شدن از هيچ کوششي نبايد فروگذاري کرد چرا که تجربه تاريخي نشان مي دهد ملت ها در برابر تفرقه آسيب پذير بوده اند و در سايه اتحاد به توسعه و پيشرفت رسيده اند و حتي بر مشکلات بزرگ و دشمنان تا دندان مسلح به پيروزي رسيده اند.

1 - البته مصداق هاي تاريخي در اين زمينه فراوان است که يکي از آنها بررسي تاريخي و اجتماعي شکست مسلمانان در اندلس يعني اسپانياي امروزي است. تمامي کتاب هاي تاريخي متفقاً اين شکست را ناشي از تفرقه و البته فسادي مي دانند که ناشي از همين تفرقه در دستگاه حکومتي مسلمانان در آن ديار حاکم شد و اسلام پس از هشت قرن ناچار شد کتاب بزرگ حکومت افتخارآميز بر اروپا را ببندد و فتوحات بزرگ مسلمانان را در شبه جزيره ايبري و حتي بخش هايي از فرانسه امروز تبديل به شکست کند؛ فتوحاتي که تحول و پيشرفت را در قاره اروپا سبب شده بود و باعث شده بود اروپايي که گرفتار رکود علمي قرون وسطي بود به سوي علم و ادب و صنعت رو کند تا جايي که خرابه هاي قرطبه پايتخت حکومت اسلامي اندلس و نوشته هايي که از آن زمان بر جاي مانده است، هنوز نمودار تمدني بزرگ و باشکوه از اسلام است و البته همه اينها يک پرسش را در ذهن آدمي مطرح مي کند؛ پرسشي که نگارنده در نخستين سفر به اسپانيا با آن روبه رو شد؛ چرا اندلس از اوج قدرت و شکوه به ذلت رسيد و تن به شکستي تلخ آنچنان که در تاريخ ها آمده است، داد. پرسشي که پاسخ آن به روشني در تمامي کتب تاريخي آمده است و اختلاف و تفرقه مسلمانان در اندلس است؛ اختلافي که يکي از نمونه هاي آن را در صفحه 45 «تاريخ فتوحات اسلامي در اروپا» نوشته شکيب ارسلان و ترجمه علي دواني به روشني مي توان دريافت، آنجا که حتي وقتي کسي براي صلح و آشتي قدم پيش مي گذارد در آتش اين دشمني و تفرقه خاکستر مي شود. در يکي از اين آشوب ها، روزي دانشمند بزرگي در مسجد جامع شهر قرطبه، همين که ضمن اشاره به اين گونه اختلافات گفت؛ «خدايا ميان ما صلح برقرار کن» بي درنگ کشته شد و ديگري در همان مسجد به محض اينکه گفت؛ «خدا صلح را دوست دارد و به آن امر کرده است» در دم به قتل رسيد. متاسفانه اين اختلاف ها به جايي رسيد که گروه هاي مسلمان مخالف هم براي پيروزي بر يکديگر از دشمن صليبي کمک مي خواستند؛ دشمني که قصد نابودي همه آنها را داشت و در نهايت بر مسلمانان پيروز شد و حکومت اندلس پايان يافت. براي ادامه بحث خوانندگان اين يادداشت را به تاريخ هاي مختلف اندلس که به وسيله مورخين مسلمان نوشته شده است، جلب مي کنم.

2- مصداق دوم را مي توان در فروپاشي امپراتوري عثماني يافت. گرچه تاريخ فرو پاشيدن اين امپراتوري را که پنج قرن و نيم بر بخش هاي بزرگي از خاورميانه و غرب آسيا و اروپا تسلط داشت در افزايش جمعيت و بي تناسبي آن در اراضي امپراتوري، فشار شديد غرب اروپا، گشايش راه دريايي تجارت شرق و غرب و جنگ هاي بسيار اين امپراتوري با غرب يعني اروپاييان و شرق يعني ايران مي دانند ولي هيچ يک ترديد نکرده اند که اختلافات دروني سال هاي پاياني يکي از انگيزه هاي مهم در هم پاشي اين امپراتوري بوده است؛ اختلافاتي که فساد و ساختار سياسي نيز همپاي آن رشد مي کرده است. اختلافات حکومتي در امپراتوري عثماني پس از سقوط سلطان عبدالحميد ثاني و روي کار آمدن سلطان رشاد شدت زيادي گرفت. اين دوران همزمان با جنگ جهاني اول بود. رشاد 65ساله تا زماني که به قدرت رسيد در دربار عثماني تحت نظر بود و در 9 سال سلطنت او نيز نيروهاي مختلف حکومتي اختلافات داخل را به اوج رساندند، به گونه يي که شيرازه امور از هم پاشيد. در همين زمان ايتاليا طرابلس غربي را تصرف کرد و شورش در کشورهاي بالکان آغاز شد. عراق و حجاز و سوريه از دست رفت و دشمن تا ارض روم و طرابوزان نفوذ کرد. بعد از رشاد برادرش وحيدالدين با نام سلطان محمد ششم به عنوان سي وششمين و آخرين سلطان عثماني به سلطنت رسيد و اين دوران همزمان با ورود متفقين به پايتخت امپراتوري بزرگ عثماني بود؛ يعني فروپاشي کامل. گرچه علل زيادي درباره اين فروپاشي مي توان گفت ولي تفرقه و اختلافات عميق اين سال ها پرونده اين امپراتوري را به سرعت بست. کتاب هاي زيادي درباره اختلافات و تفرقه حکومت عثماني در سال هاي واپسين اين امپراتوري نوشته شده است که خوانندگان عزيز را به خواندن آنها نيز توصيه مي کنم. در کنار اين دو مصداق بزرگ از نتايج منفي و زيان هاي بزرگ تفرقه و اختلاف در تاريخ که به عنوان درس هاي بزرگ تاريخي از آنها ياد مي شود، مي توان به بسياري ديگر از مشکلات کشورها و ملت ها که ناشي از تفرقه بوده است و بر بسياري از پيشرفت ها که ناشي از اتحاد و اتفاق ملت ها بوده است، اشاره کرد و خوانندگان را به خواندن مقولات تاريخي در اين زمينه حواله داد تا باشد که بتوانيم اندکي روشن تر و بازتر درباره مصداق هاي تاريخي و مثبت اتحاد و منفي تفرقه به بررسي بنشينيم و براي پيشرفت و توسعه و توانمندي کشورمان ضمن تشويق همگان بر اتحاد از آنان بخواهيم از تفرقه و اختلاف بپرهيزند.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 10:18  توسط ش. جعفری نوده | 

 منصور حقيقت‌پور بعد از ظهر امروز در جمع مردم شاهرود خلخال اظهار داشت: دولت احمدي‌نژاد به پشتيباني ولي‌نعمتان انقلاب افتخارمي‌كند و اين پشتيباني را بزرگترين عامل ترقي و حركت رو به جلوي خود مي‌داند.
وي با اشاره به سفرهاي دور سوم رئيس جمهور به استانها گفت: در اين سفرها رئيس جمهور به دنبال حل مشكلات مردم است و دغدغه‌اي جز اين ندارد و در سفرهاي سوم رئيس جمهور تلاش مي‌كنيم با شناسايي مشكلات و تنگناهاي مردم استان به ويژه مناطق روستايي و محروم براي رفع آنها مصوبات خوبي بگيريم.
حقيقت‌پور قول و وعده رئيس جمهور براي سفر استاني به اردبيل خبر داد و افزود: رئيس جمهور قول داده است در دور سوم سفر اردبيل را جزو استان‌هاي مقدم قرار دهد تا ما نيز بتوانيم استقبال شايسته‌اي را از دولتمردان به عمل آوريم.
وي توجه به مناطق روستايي و محروم را برگ افتخار و سند درخشان و ماندگار دولت اصولگراي احمدي‌نژاد توصيف كرد و اظهار داشت: اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها بعد از تصويب قطعي مجلس در همين راستا و با هدف محروميت‌زدايي انجام خواهد شد.
استاندار اردبيل در ادامه به آغاز سفرهاي دوره‌اي خود به مناطق مختلف استان اردبيل اشاره كرد و افزود: در اين سفرها به همراه مديران و مجموعه دستگاه‌هاي اجرايي با سركشي به مراكز بخش‌ها تلاش مي‌كنيم مشكلات را شناسايي و نسبت به رفع آن اقدام كنيم.
حقيقت‌پور گفت: به عنوان مناطق محروم و در نخستين گام بخش محروم شاهرود و خورش‌رستم را جزو اولويت سفر قرار داديم تا بتوانيم روند اجرايي در اين امر را گسترش دهيم.
استاندار اردبيل با تاكيد بر توسعه راه‌ها و محورهاي مواصلاتي اصلي فرعي و روستايي استان اردبيل خاطرنشان كرد: شهرستان خلخال به دليل نزديكي به سه استان گيلان، زنجان و آذربايجان شرقي مي‌تواند با اتصال به راه‌هاي مواصلاتي اين استان‌ها از تنگناي فعلي خارج شود.
وي افزود: در همين زمينه احداث جاده كلور به ماسوله در گيلان و كلور به طارم در زنجان در حال انجام است.
نماينده مردم خلخال و كوثر: به دليل سرمازدگي امسال، 100 درصد محصول گردوي اين شهر از بين رفته و در اين زمينه بايد خسارات كشاورزان به نحو شايسته پرداخت شود.
منصور حقيقت‌پور يكي از اقدامات خوب مسئولان استان اردبيل را طراحي و اجراي سدهاي معيشتي در استان اعلام كرد و گفت: براي احداث اين سدها كه زمينه تحول در بخش كشاورزي را فراهم مي‌كند و موجب مهار بيكاري نيز مي‌شود اعتبار خوبي در نظر گرفته شده است.
وي از احداث پنج سد در بخش شاهرود خلخال خبر داد و افزود: اين شهر از توانمندي گردشگري، عمران شهري و روستايي و نيز كشاورزي برخوردار است.
در اين بازديد نماينده مردم خلخال و كوثر نيز با اشاره به توليد مناسب گردو در اين شهر از بالا بودن نرخ بيمه اين محصول انتقاد كرد و اظهار داشت: به دليل سرمازدگي امسال 100 درصد محصول گردوي اين شهر از بين رفته و در اين زمينه جا دارد خسارات كشاورزان به نحو شايسته جبران شود.
بشير خالقي افزود: در اين زمينه علاوه بر كاهش نرخ بيمه گردو حمايت از گردوكاران در مقابل بلاياي طبيعي ضروري به نظر مي‌رسد.
استاندار اردبيل در اين بازديد كلنگ احداث جايگاه سي.ان.جي شهر كلور را به زمين زد؛ اين پروژه در 800 مترمربع و با اختصاص 11 ميليارد و 500 ميليون ريال از محل اعتبارات وزارت نفت و با همكاري شهرداري كلور در حال انجام است و پيش‌بيني مي‌شود تا پايان امسال آماده بهره‌برداري شود.
استاندار اردبيل همچنين از سايت گردشگري امامزاده عبدالله كلور بازديد و براي تامين اعتبار مورد نياز براي تكميل پروژه در حال اجراي تفرجگاه اندبيل خلخال قول مساعد داد.
 استاندار اردبيل گفت: 100 هكتار از اراضي زراعي خلخال از محل حقآبه استان از قزل‌اوزن آبياري خواهد شد.



 منصور حقيقت‌پور ظهر امروز در جلسه شوراي اداري بخش خورش‌رستم شهرستان خلخال اظهار داشت: حقآبه استان اردبيل از قزل‌اوزن صدها هكتار از مزارع منطقه و از جمله مزارع شهرستان خلخال را آبياري خواهد كرد.
وي افزود: عمليات احداث مجتمع آبرساني روستايي در بخش خورش‌رستم با هدف تامين آب شرب چند روستا تا اوايل سال آينده آغازمي‌‌شود.
حقيقت‌پور با اشاره به اين كه كاهش جمعيت دانش‌آ‌موزي موجب افزايش فضاي آموزشي در منطقه شده خواستار تكميل پروژه‌هاي نيمه‌تمام اداره كل نوسازي توسعه و تجهيز مدارس استان در اين منطقه شد.
استاندار اردبيل اظهار داشت: در حالي كه كمتر از نيمي از جمعيت استان اردبيل ساكن روستاها هستند اما در چند سال اخير نيمي از اعتبارات استان اردبيل صرف آباداني روستاهاي استان شده است.
وي در ادامه با اشاره به نقش محوري بخش كشاورزي در توسعه استان اردبيل افزود: دولت با درك صحيح اين مهم تدابير ويژه‌اي براي كمك به رونق كشاورزي اتخاذ كرده به طوري كه روستائيان مي‌توانند با تشكيل تعاوني و برخورداري از 70 درصد يارانه دولتي نسبت به ايجاد سيستم‌هاي مدرن آبياري در مزارع خود اقدام كنند.
حقيقت‌پور بر تامين اعتبار لازم براي تكميل سالن‌هاي ورزشي هشتجين و برندق و افزايش اعتبارات و مرمت بناهاي تاريخي در اين منطقه قول مساعد داد.
در ادامه اين نشست دكتر بشير خالقي نماينده مردم خلخال و كوثر در مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت: سالانه قريب به 500 ميليون مترمكعب آب در شهرستان خلخال توليد و وارد رودخانه قزل‌اوزن مي‌شود.
محسن عيدي فرماندار خلخال نيز با اشاره به اين كه 50 درصد از روستاهاي هدف گردشگري استان اردبيل در بخش خورش‌رستم واقع شده خواستار توجه به امر گردشگري و تامين آب آشاميدني و آب زراعي اين شهرستان شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 9:8  توسط ش. جعفری نوده | 
مقام معظم رهبري:
شنيدن سخنان مختلف مبناي پيشرفت حقيقي است





 
ولادت هشتمين امام معصوم مبارك باد
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 8:51  توسط ش. جعفری نوده | 

 

همراه‌اول جهت جلوگیری از بروز مشکلات احتمالی برای مشترکان سیم کارت‌های دائمی و اعتباری، آنها را به رعایت نکاتی توصیه کرده است.

توصیه های روابط‌عمومی شرکت ارتباطات سیار ایران به مشترکان این اپراتور به شرح ذیل می باشد:

1- مشترکین گرامی چنانچه نقل و انتقال تلفن شما از طریق وکالتنامه، مبایعه نامه و ... انجام شده است، به منظور جلوگیری از هرگونه سوء استفاده احتمالی، سریعاً در خصوص نقل و انتقال قطعی تلفن یا تلفن‌های خویش اقدام فرمائید.

2- مشترکین گرامی به منظور جلوگیری از هرگونه سوء استفاده از تلفن، همواره پین سیم‌کارت و Password گوشی را فعال نمائید.

3- مشترکین گرامی در صورت مفقود شدن سیم کارت در اسرع وقت از طریق دفاتر خدماتی سراسر کشور و در تهران در ایام تعطیل از طریق ادارات مشترکین رسالت یا شهید یگانه در خصوص اعلام مفقودی آن اقدام و در ازای آن حتماً رسید دریافت نمائید.

4- مشترکین گرامی تبادل اطلاعات از طریق بلوتوث روش نامطمئن و خطرناکی است، لذا به منظور جلوگیری از سرقت اطلاعات گوشی و تلفن خویش، حتی‌الامکان از دریافت اطلاعات به این طریق خودداری فرمائید.

5- مشترکین گرامی در مناطق مرزی، همیشه احتمال ورود به شبکه تلفن‌همراه کشورهای همسایه وجود دارد؛ با انتخاب دستی شبکه‌های همراه کشورمان، از پرداخت هزینه کارکرد رومینگ بین‌الملل ناخواسته پیشگیری نمایید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 8:47  توسط ش. جعفری نوده | 

من نمي گويم نجيب من، به من امضاء بده
در كلاس درس چشمانت مرا هم جا بده
تو مسيحاي زماني من زيادي مرده ام
باز مي خواهم بميرم در دهانم «ها» بده
وعده فردا به مردم درخور شان تو نيست
مستحق حاجتم آقا همين حالا بده
من اگر با تو نباشم واژه بي معني ام
اي كتاب آفرينش تو به من معنا بده
دست در جيب كرم كن اسكناس آبرو!
اي غني در آبرومندي به اين رسوا بده
قطره اي بي دست و پا در راه دريا مانده است
دست او را لطف كن در دامن دريا بده
من كه حافظ، مولوي يا مثل بيدل نيستم
سايه دنبال من افتاده بيا امضاء بده
تشنگي هاي دلم را چشمه، باران بس نشد
خواستي آبش دهي با كاسه دريا بده
سيدجلال موسوي

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 8:44  توسط ش. جعفری نوده | 

من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید

 خدا گفت : نه

آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی.

من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد

 خدا گفت : نه

 روح تو کامل است . بدن تو موقتی است. 

 من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد

 خدا گفت : نه

شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست آوردنی است.

من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد

 خدا گفت : نه

من به تو برکت می دهم خوشبختی به خودت بستگی دارد

من از خدا خواستم تا از درد ها  آزادم سازد

 خدا گفت : نه  

درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد.

من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد

 خدا گفت : نه

 تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی.

من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید

 خدا گفت : نه  

 من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری

من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته باشم

    خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتی   امروز روز تو خواهد بود آن را هدر نده.

داوری نکن تا داوری نشوی . آنچه را رخ می دهد درک کن و برکت خواهی یافت

«و من مضطرب و دل نگران به تو گفتم که پر از تشویشم چه شود آخر کار

و تو گفتی آرام که خدا هست کریم پاسخی نرم و لطیف که به من داد یک آرامش شیرین و عجیب»

شاد باشید.http://www.azargalam.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 8:32  توسط ش. جعفری نوده | 

                                     28 مهرماه، روز جهاني پوكي استخوان

   در 30 سال گذشته محققان در مورد بيماري هاي قلبي عروقي به عنوان تهديدي جدي در کشورهاي در حال توسعه هشدار دادند. متاسفانه اين هشدارها غالبا مورد توجه قرار نگرفت و امروزه در کشورهاي در حال توسعه با شيوع بسيار زياد بيماري هاي قلبي- عروقي مواجه هستيم.

   پزشکان معتقدند که نبايد اجازه دهيم اتفاق مشابهي در مورد پوکي استخوان بيفتد. متاسفانه بي توجهي به پوکي استخوان هنوز در ميان افراد مرتبط با بهداشت، بيماران و عموم مردم به طور واضح ديده مي شود. 20 اکتبر (28 مهر) هر سال روز جهاني پوکي استخوان ناميده مي شود. در اين روز برنامه هاي مختلفي در سراسر جهان براي آگاه کردن عموم در مورد پيشگيري از اين بيماري که هنوز هم اغلب افراد شناخت دقيقي از آن ندارند به اجرا در مي آيد. در واقع اهداف برنامه هاي آموزشي پيشنهاد شده توسط سازمان بهداشت جهاني در جهت افزايش اطلاعات عامه مردم از نحوه عملکرد استخوان ها و پوکي استخوان است تا بدين ترتيب آگاهي نسبت به عوامل خطرساز اساسي، پيشگيري و مراقبت از بيماري افزايش يابد.

   در حال حاضر بيش از 200 ميليون نفر در سراسر دنيا مبتلا به پوکي استخوان (استئوپروز) هستند. براساس گزارش سازمان بين المللي پوکي استخوان، در هر30 ثانيه يک نفر در اتحاديه اروپايي دچار شکستگي ناشي از پوکي استخوان مي شود. درمان پوکي استخوان و تبعات ناشي از آن به طور مستقيم در اروپا و امريکا سالانه به مبلغي حدود 27 ميليون دلار بالغ مي شود. برآورد مي شود تعداد شکستگي هاي لگن به علت پوکي استخوان تا اواسط قرن حاضر به 3 برابر افزايش يابد.

   بافت استخوان از سلول هاي زنده و مواد در حال تغيير تشکيل شده است. بيماري پوکي استخوان يا «استئوپروز» که به دردخاموش نيز مشهور است، عارضه اي است که در آن، تراکم سلول هاي استخواني کم مي شود و از قدرت طبيعي آن کاسته مي شود. در اين حالت، استخوان شکننده مي شود و احتمال شکستگي حتي بر اثر ضربات کوچک افزايش مي يابد.

   پوکي استخوان از بيماري هاي شايع است. روند اين بيماري از 35 سالگي آغاز مي شود. حدود نيمي از زنان مسن تر از 45 سال و90 درصد زنان مسن تر از 75 سال، به پوکي استخوان مبتلا مي شوند. در ايران نيز50 درصد زنان 40 ساله و 90 درصد زنان 75 ساله، مبتلا به اين بيماري هستند. به طور تقريبي، از هر سه زن، يک نفر و از هر 12مرد يک نفر، به پوکي استخوان مبتلا مي شوند و اين امر در سال، منجر به ده ها هزار شکستگـي ناتـوان کننده در مبتلايان مي شود. با وجود اين، متاسفانه تعداد اندکي از مبتلايان پوکي استخوان مورد بررسي و ارزيابي قرار مي گيرند.

   عوامل مختلف

   پوکي استخوان به دلايل مختلف در افراد ايجاد مي شود از جمله اين عوامل افزايش سن فرد است که احتمال بروز پوکي استخوان را در افراد افزايش مي دهد. در واقع بعد از 30 سالگي به ازاي هر 10 سال بتدريج علائم کاهش توده استخواني افزايش مي يابد. جنس، يائسگي، سابقه فاميلي، وزن و اندازه استخوان، بيماري ها، مصرف داروها، عدم تحرک، سيگار کشيدن و کمبود کلسيم و ويتامين در مواد غذايي از ديگر دلايل ابتلائ به پوکي استخوان است.

   علاوه بر اين موارد، پوکي استخوان به طور ثانويه در افرادي که اختلالات هورموني و متابوليسمي مانند بيمـاري هـاي مزمـن کبـد و کليـه، ديابـت نـوع يک و اختلال رشد و هورمون هاي جنسي دارند بيشتر ديده مي شود. همچنين از عوارض مصرف طولاني مدت داروهاي حاوي کورتون نيز بروز پوکي استخوان است.

   زنان 4 برابر مردان

   اگرچه با افزايش سن هم مردان و هم زنان بيشتر در معرض ابتلا به پوکي استخوان قرار مي گيرند اما زنان در مجموع  4 برابر بيشتر از مردان در معرض ابتلا به پوکي استخوان هستند؛ علت اين امر، کوچک و ظريف بودن استخوان هاي زنان نسبت به مردان و متراکم بودن بيشتر استخوان آقايان است.

   زنان در 75 سالگي به طور متوسط 25 درصد حجم استخوان هاي متراکم و 40 درصد حجم استخوان هاي اسفنجـي شـان را از دسـت مي دهنـد و بـه طور کلي 84 درصد زنان بالاي 80 سال دچار پوکي استخوان مي شونـد. از طرفـي هـر قـدر يائسگـي در سنيـن پايين تر آغاز شود خطر ابتلا به پوکي استخوان افزايش مي يابد.يائسگي معمولا حوالي سن 50 سالگي رخ مي دهد و با بروز آن ميزان هورمون هاي استروژن تخمدان کاهش مي يابد. اين هورمون نقش مهمي در استحکام استخوان ها دارد، با کمبود هورمون استروژن تخريب بافت استخواني افزايش مي يابد. زناني که يائسگي زودرس دارند (قبل از 45 سالگي) و نيز بانواني که تخمدان هايشان با جراحي برداشته شده است بيشتر در معرض ابتلا به پوکي استخوان هستند. زناني که بسيار لاغرند و استخوان بندي ظريفي دارند بيش از زنان چاق يا افرادي که اسکلت بندي درشتي دارند مستعد پوکي استخوان هستند. طبق آمارها در کشور ما 30 تا 50 درصد زنان و 20 تا 30 درصد مردان به پوکي استخوان مبتلا هستند.

    آمار بالا در ايران

   مطالعه اي که چندي پيش توسط وزارت بهداشت انجام شده نشان مي دهد 47 درصد زنان و 44 درصد مردان بالاي 50 سال در ايران دچار کمبود تراکم استخوان هستند و 4.6 افراد 20 تا 70 سال در ايران به پوکي استخوان در ستون فقرات مبتلا هستند. همچنين از هر 4 زن ايراني بالاي 50 سال، يک نفر به پوکي استخوان مبتلاست. اين در حالي است که آمارهاي جهاني، فاصله معني داري با آمار کشور ما دارد. در سرتاسر دنيا از هر 3 زن، يک زن و از هر 5 مرد يک مرد بالاي 50 سال دچار پوکي استخوان هستند. مطالعه ديگري در ايران نشان داده است نيمي از زنان بالاي 45 سال و 90 درصد زنان بالاي 75 سال در ايران به پوکي استخوان مبتلا هستند.

   بيماري خاموش

   فرد ممکن است بدون آن که خود متوجه شود به پوکي استخوان مبتلا شده باشد، در واقع به همين علت است که پوکي استخوان بيماري خاموش ناميده مي شود. متاسفانه علائم باليني در مراحل اول اين بيماري وجود ندارد. اما در مراحل پيشرفته از روي عوارض مي توان به وجود اين بيماري پي برد. عوارض اين بيماري عبارتند از: شکستگي خودبه خودي با کمترين ضربه بر استخوان ها بخصوص در نواحي ران و لگن، کمر و ستون مهره ها که غالبا اين اولين علامت است. کمر درد شديد در نقطه خاص که نشانه شکستگي است.

   شکستگـي هـاي حاصـل از اين بيماري، به طور عمده درنواحي گردن، استخوان ران، مهره هاي ستون فقرات و استخوان هاي مچ دست، رخ مي دهد حتي گاهي شکستگي هاي خودبه خودي مهره ها، گردن و استخوان ران نيز ديده شده است. وقتي بيماري خيلي شديد باشد، فشارهاي خفيفي مثل خم شدن به جلو، عطسه يا سرفه کردن نيز مي تواند باعث شکستگي مهره شود. از عوارض ديگر اين بيماري تغيير شکل ستون فقرات است که موجب انحناي پشت يا قوز درآوردن مي شود. کوتاه شدن قد نيز مي تواند عارضه اي از اين بيماري تلقي شود حتي بعضي محققان عقيده دارند افتادن دندان ها در سال هاي بالا نيز ناشي از همين پوکي استخوان است.

   در حال حاضر بهترين روش براي تشخيص پوکي استخوان ، سنجش تراکم استخوان يا دانسيتومتري است. امروزه براي سنجش تراکم استخوان دستگاه هاي جديدي ساخته شده اند که مي توانند با دقت نسبتا زيادي تراکم استخواني ونسبت آن با استخوان سالم و سن مناسب را اندازه گيري کنند. آزمايش سنجش تراکم استخواني بدون درد است و تنها چند دقيقه طول مي کشد، همچنين احتياج به آمادگي قبلي ندارد و براي انجام آن دارويي مصرف نمي شود. اين سنجش پزشک را قادر مي سازد تا استحکام استخوان را بسنجد و شدت پوکي استخوان را مشخص کند.

   جوش شيرين به جاي شير

   انستيتو تحقيقات تغذيه ايران در بررسي هاي خود به اين نتيجه رسيده است که مصرف کم لبنيات سبب شده تا 90 درصد خانواده هاي ايراني، کمتر از حد استاندارد کلسيم دريافت کنند. موضوع ناخوشايندي که ريشه در اين کمبود کلسيم گسترده دارد، اين است که سن پوکي استخوان در زنان ايراني به 35 سال کاهش يافته است و اکثر اين خانم ها با پوکي استخوان وارد دهه چهارم زندگي شان مي شوند. مساله نگران کننده ديگري که وجود دارد، استفاده از جوش شيرين در پخت نان بخصوص در تهران است.

   جوش شيرين موجود در نان موجب مي شود کلسيم مواد غذايي جذب نشود و در نتيجه روند پوکي استخوان تسريع شود. در حقيقت خانواده هاي ايراني به جاي مصرف شير که مي تواند جلوي پوکي استخوان را بگيرد، جوش شيرين مصرف مي کنند که سير بيماري را تشديد مي کند.

   پيشگيري آسان

   پيشگيري همواره بهتر از درمان است خصوصا اگر اين پيشگيري بسيار ساده باشد. در حقيقت مي توان با روش هاي ساده اي، خطر پوکي استخوان را کاهش داد: تغذيه مناسب، از روش هاي بسيار موثر براي پيشگيري از پوکي استخوان است. غذاي روزانه ما بايد حاوي املاح کافي خصوصا کلسيم و ويتامين هاي لازم باشد تا روند پوکي استخوان کندتر شود. بهترين منبع کلسيم و پروتئين شير، پنير، ماست، و غذاهاي دريايي به ويژه ماهي است.

   مصرف کلسيم روزانه 800 ميلي گرم و در زنان باردار و شيرده 1200ميلي گرم خصوصا از طريق مصرف لبنيات روند پوکي استخوان را به تعويق مي اندازد. ويتامين D براي سلامت استخوان ها وجذب کلسيم، لازم و ضروري است. بنابراين بايد زماني را دربيرون خانه گذراند تا آفتاب بتواند پوست را براي ساختن ويتامين D تحريک کند. به همراه آن خوردن منابع غذايي و مکمل هاي غذايي حاوي ويتامين D که به جذب کلسيم کمک مي کند، از راه هاي عمده پيشگيري از ابتلاء به پوکي استخوان است.

   انجام حرکات ورزشي مستمر تراکم سلول هاي استخواني را زياد مي کند بنابراين ورزش هايي نظير پياده روي تند و شنا توصيه مي شود. انجام ورزش هاي تحمل وزن از قبيل بارفيکس، تند راه رفتن، استفاده کردن از پله، کوهنوردي و نرمش هاي روزانه به ترميم و ساختن بافت استخوان ها کمک مي کند، به طور کلي فعاليت هاي فيزيکي باعث تقويت عضلات و افزايش تعادل بدن مي شود، در نتيجه از افتادن که علت اصلـي شکستگـي اسـت جلوگيري مي کند. در نهايت از مصرف مواد افزايش دهنده پوکي استخوان، مانند الکل، سيگار، قهوه فراوان و انواع نوشابه ها، بايد خودداري شود.

به نقل از پايگاه اطلاع رساني همشهري و جام جم 28/7/86

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 8:27  توسط ش. جعفری نوده | 
 
مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

هیچ تاکنون به این نکته اندیشیده‏اید که چرا ما شیعیان راپیروان مذهب جعفری می‏خوانند؟ در میان امامان دوازدگانه شیعه‏چرا مذهب ما به ایشان انتساب یافته است؟ با توجه به این که‏امام جعفر صادق(ع) ششمین امام شیعه هستند مگر پیش از ایشان‏وضعیت‏شیعه چگونه بوده و به عبارت دیگر چرا مذهب شیعه علوی یاحسنی یا حسینی یا سجادی و یا باقری نامیده نشده است؟ آنچه درپی می‏آید توضیحی است‏بر راز این نام گذاری.

عرصه تئوری‏ها و دیدگاههای علمی و فرهنگی در میان دانشمندان وفرهیختگان همواره عرصه ابقای بهترین اندیشه‏ها بوده است. هرنظریه‏ای آن هنگام توانسته جایگزین نظریه پیشین شود که محتوایی‏بهتر از آن را به بشریت هدیه کرده باشد و الا مورد استقبال قرارنخواهد گرفت. مکتب‏های فکری بزرگ نیز همواره باید دارای چنین‏ویژگی باشند تا بتوانند در دل بشر جایی باز کنند. نگاهی به‏دستاورد مکتب اسلام در مقایسه با آنچه جامعه جاهلی عرب بدان‏دلبسته بود و مبنای رفتار فردی و اجتماعی خود قرار داده بودمی‏تواند راز موفقیت اسلام را در برابر اندیشه‏های جاهلانه نشان‏دهد. پیامبر(ص) در دعوت خود ضمن پذیرش سنت‏های پسندیده انسانی‏در میان اعراب آنگاه که به نفی ضد ارزشها می‏پرداخت طرح‏های‏جایگزین نیز ارائه می‏کرد تا مخاطبان او احساس خلاء نکنند.

شاید راز بسیاری از شکست‏های فردی و اجتماعی مصلحان در طول‏تاریخ همین بوده که طرح جایگزین نداشته‏اند به همین نمونه تاریخ‏معاصر ایران توجه کنید. حضور روحانیت در مشروطیت و انقلاب اسلامی‏و این که چرا روحانیت در مشروطیت نتوانست تا پایان حضور داشته‏باشد اما انقلاب اسلامی به رهبری امام موفق به براندازی یک نظام‏شد؟

شاید مهمترین نکته در همین طرح جایگزین بوده است. امام‏خمینی(ره) طرح جایگزین سلطنت را داشت اما روحانیت در مشروطیت‏به ابعاد این موضوع آن چنان که بایسته است نیاندیشیده بود واین سرانجام هرحرکت‏سیاسی و فکری است که فقط طرح براندازی‏داشته باشد و نه طرح جایگزین!

امام جعفرصادق(ع) در مسیرتکاملی حرکت‏شیعه گام دوم را برداشته‏بودند. یعنی پس از آنکه مردم بر اثر مجاهدت‏های امامان پیشین به‏ناصحیح بودن مذهب رسمی و دیگر اندیشه‏های منبعث از آن و نیزحرکت‏های سیاسی مبتنی برآن در سالهای گذشته پی بردند آماده‏بودند تا طرح جایگزین مکتب اهل‏بیت را دریافت کنند و امام‏صادق(ع) همان بزرگواری است که با توجه به یک موقعیت استثنایی‏تاریخی طرح جایگزین شیعه را به هنگام ارائه کرد و امامان دیگربه شرح و بسط بعضی از ابعاد آن پرداختند.

دوره امامت‏حضرت که از سال 114 هجری آغاز شده تا سال 148 هجری‏ادامه یافت. (1) یکی از شرایط بحرانی تاریخی در اسلام بود زیراکه بنیان حکومتی یکصدساله فرو ریخته بود و بنیان حکومت‏پانصدساله‏ای پی‏ریزی می‏شد و همت اصلی سران حکومت تازه، کوبیدن‏مخالفان بود. مثلا توجه کنید که از سال 132 که رسما حکومت‏عباسیان آغاز شد تا سال‏137 هجری سردمداران آن از هیبت و عظمت‏یکی از بزرگترین سرداران خود یعنی ابومسلم خراسانی هراس داشتندو تا او را با حیله و فریب نکشتند (2) احساس آرامش نکردند وامام صادق(ع) با توجه به این فضا، پایه‏های فکری نظام تشیع یاطرح جایگزین را بنانهاد.

سالها پیش از امامت‏حضرت صادق(ع) تقریبا یکصدو سیزده سال پیش،جدایشان پیامبر اکرم(ص) در روزی گرم و سوزان و به هنگام بازگشت‏از آخرین حج‏خود در غدیر خم جانشینی خویش را به فرمان خدای به‏امام علی(ع) واگذار کرد و بر اساس منابع شیعی و بعضی از منابع‏اهل سنت از مردم دراین باره بیعت گرفت. (3) اما صلاحدید پیامبر اکرم(ص) به دلایلی مورد پذیرش بعضی از صحابه‏قرار نگرفت و با رحلت‏حضرت، خلافت در سقیفه بنی‏ساعده‏مسیری تازه یافت. چندتن از صحابیان مهاجر در برابر انصار که‏خود دچار دو دستگی شده بودند با استناد به حق خویشاوندی باپیامبر(ص) خلافت را حق خود دانستند (4) نه حق انصار. و با آن که‏امام علی(ع) خویشاوندی روشنتری با پیامبر(ص) داشت‏به این بهانه‏که عرب نمی تواند امتیازات بیش از اندازه‏ای را برای بنی‏هاشم‏بپذیرد و قبلا نبوت به بنی‏هاشم رسیده بود و اینک خلافت‏باید به‏دیگر تیره‏های قریش برسد خود را شایسته خلافت دیدند. (5)

از پس این تدبیر، مسیر قدرت سیاسی درامت اسلامی دگرگون شد و به‏تدریج هرچه بر سالها افزوده می‏شد این دگر گونی نیز بیشتر خودرانشان می‏داد به گونه‏ای که در سال 35 قمری که اندکی ازانحرافات خود را نشان داده بود و امت اسلامی به چشم خویش بعضی‏از آن را می‏دید شورشی رخ داد که خلیفه سوم در طی آن کشته‏شد. (6)

به گواهی جنگهای سه گانه‏ای که امام علی(ع) با ناکثین، قاسطین ومارقین انجام داد (7) ، می‏توان پذیرفت که جامعه اسلامی دچاربحرانی عمیق شده بود; بحرانی که در تبدیل خلافت‏به ملوکیت‏خودرانشان داد و خاندان بنی‏امیه که بیش از این در میان مسلمانان‏جایگاهی نداشتند و طلقای(آزادشدگان) پیامبر(ص) در فتح مکه‏بودند، (8) با موقعیت‏سنجی سیاسی به اقتدار رسیدند و حکومتی 90ساله را بنیان نهادند. سیاست عرب‏گرایی امویان موجب شد تامخالفت‏هایی با آنان در جهان اسلام رخ دهد و تحلیل‏گران یکی ازعلل سقوط این سلسله را همین سیاست می‏دانند. (9)

امویان با توجه به سابقه ناشایست‏خود در میان امت اسلامی‏جدی‏ترین رقیب خویش را بنی‏هاشم و علویان می‏دانستند و برای‏بی‏مقدار نشان دادن رقیب به هر حربه‏ای متوسل می‏شدند. از جمله به‏ساختن احادیث و روایاتی دست‏یازیدند تا حسن سابقه بنی‏هاشم وعلویان را که بویژه در سایه فداکاری‏های حضرت علی(ع) به اعتباری‏فوق تصور دست‏یافته بودند بیالایند.

جاعلان حدیث نخست‏به جعل روایاتی در مذمت‏حضرت علی(ع)پرداختند. (10) و در مرحله دوم از اختلاف میان خلفا و امام‏علی(ع) هر آنچه نیکی و سجایای اخلاقی بود به رقیبان آن حضرت‏نسبت دادند و در برابر هر فضیلتی که برای امام وجود داشت‏احادیثی را درباره فضیلتی مشابه برای رقیبان نیز جعل کردند (11) تا آنچه امام علی(ع) بدان‏ها ممتاز بود عادی جلوه کند و درنهایت همانند یکی از اصحاب پیامبر(ع) تلقی شود نه بالاتر و درمقام خلافت هم خلیفه‏ای چونان دیگران معرفی شود که حتی به‏سیاست‏های زیرکانه روزگار نیز که عبارت از حیله و مکر و فریب‏باشد آگاه نیست. (12)

امویان به این نیز اکتفا نکردند و فرمان سب امام علی(ع) را برمنابر و در خطبه‏ها و پس از هر نماز اعلام کردند (13) که تا پایان‏حکومت آنها به جز مقطع کوتاه خلافت عمربن عبدالعزیز (14) (99 تا101 هجری) باقی بود.

شایان توجه است که پرداختن به موضوعاتی چون ایمان ابوطالب، پدرحضرت علی(ع) در هنگام مرگ که همواره یکی از نقاط اختلاف میان‏شیعه و سنی بوده است و طرفین در این باره کتابهایی‏نوشته‏اند. (15) باتوجه به کفر ابوسفیان که تا حمله مسلمانان به‏مکه و ایمان اجباری او، حمله به ابوطالب و طرح ایمان او باهمین انگیزه بود و به گفته یکی از محققان، اگر ابوطالب، پدرحضرت علی(ع) نبود هرگز مورد تهاجم قرار نمی‏گرفت. (16) علاوه‏براین در عرصه اجتماعی بسیاری از صلح‏اجباری امام حسن(ع) (18) علویان را ظاهرا از صحنه سیاسی جامعه‏حذف کرد. هرچند امام بازیرکی موادی را در صلحنامه گنجانده بودکه فقط از آن طریق می‏شد ماهیت‏بسیار متظاهر معاویه را به جامعه‏نشان دهد. موادی چون عدم اذیت و آزار شیعیان علی و عدم تعیین‏جانشین از سوی معاویه دوماده مهم این قطعنامه بودند که با زیرپاگذاشته شدن از سوی معاویه چهره واقعی او را نشان دادند.

هنگامی که حجربن عدی یکی از شیعیان امام علی(ع) توسط ماموران‏معاویه به شهادت رسید موجی از مخالفت‏با سیاست‏های معاویه به‏وجود آمد که از آن میان می‏توان پاسخ تند امام حسین(ع) به نامه‏معاویه اشاره کرد. (19)

همچنین انتصاب یزید به جانشینی نیز پیامدهای جدی به همراه داشت‏و معاویه فقط با زور و شمشیر و تهدید وانست‏بیعت‏برای یزیدبگیرد. (20) باوجود شخصیت‏های مطرحی چون امام حسین(ع) در میان‏امت اسلامی معاویه پسرش یزید را به مدارا با ایشان ترغیب‏کرد. (21)

تا این زمان که سال 60 هجری بود به نظر می‏رسید اندیشه امامت‏شیعی در محاق قرار گرفته بود اینک امام حسین(ع) در شرایطی‏متفاوت قرار داشت که از یک سو همراه پیروزی‏های مسلمانان درخارج از شبه جزیره عربستان و آوازه داخلی آن بود (22) و از سوی‏دیگر یزید بن معاویه خلیفه تازه، شخصیت اجتماعی مورد قبولی‏نداشت و بسیاری از مسلمانان و صحابه و تابعین او را به دیانت‏نمی‏پذیرفتند. کسی چون ابوایوب انصاری که خود را موظف به شرکت‏درهمه نبردهای مسلمانان با کفار می‏دانست‏یکبار با شنیدن امارت‏و فرماندهی یزید از شرکت در نبرد سرباز زده بود. (23)

امام حسین(ع) با درک صحیح این موقعیت در شرایطی که به نظرمی‏رسید خلافت در دست امویان به سلطنت تبدیل شده و آنان از هروسیله‏ای از جمله دین برای نشان دادن مشروعیت‏خود سودی بردندامام با مشروعیت ذاتی خود به عنوان نواده بنیان گذار دین اسلام‏می‏توانست رویاروی مشروعیت‏خود ساخته امویان بایستد و با سخن ونهضت‏خود به اصلاح امت‏بپرازد. همان که هدف امام(ع) بود. (24)

ایشان می‏توانست نسب خویش به پیامبر(ص) را به مردم یادآور سازدو بدان استناد جوید چنان که در هنگام رخواست‏بیعت‏یزید فرمود:

«مثلی لایبایع مثله‏» همچو منی (با این شرافت نسبی) با چون‏اویی بیعت نخواهد کرد. (25)

مهمترین بازتاب قیام و شهادت امام حسین(ع) ازبین بردن باقی‏مانده آبروی اجتماعی و جایگاه دینی امویان درمیان مردم بود.

امام نشان داد که امویان چگونه پسر دختر پیامبر(ص) را که آن‏همه حدیث از رسول خدا(ص) در فضیلت او رسیده بود به قتل‏رسانند. (26)

امام نه‏ی بزرگ را گفت و ماهیت نفاق بنیاد امویان را برملا کردکه چگونه به تنها چیزی که نمی‏اندیشند دین الهی است. و حاضرنداحکام مسلم اسلامی را به خاطر حفظ قدرت زیر پا بگذارند. شرح‏رفتاری که سپاهیان اموی با خاندان امام حسین(ع) کردند این مهم‏را به نمایش گذاشت. (27) و این چهره پنهان شده در سرکوب خونین وهتک حرمت از مردم فضاحت‏با تخریب خانه خدا تکمیل گردید. (29) تاثیر قیام امام‏حسین(ع) بدون تردید آن قدر سریع بود که با مرگ زودهنگام یزیددر سال 64 هجری پسرش معاویه دوم تنها چهل روز حکومت کرد ودرخطبه‏ای اعلام نمود که پدر و جد او غاصب خلافت‏بودند و خوداستعفا کرد. (30) اما این تازه آغاز کار بود. جامعه اسلامی به تدریج متوجه ظلم وستم بنی‏امیه می‏شد و شورش‏ها دوباره به راه افتادند. شورش‏های‏توابین در سال 6665 هجری به خونخواهی امام حسین(ع) (31) ،مختار ثقفی در67 هجری و پیروزی او و قصاص قاتلان امام حسین(ع)و یارانش (32) و نیز شورش‏های دوباند خوارج در نقاط گوناگون جهان‏اسلام معادله (33) را به نفع بنی‏هاشم تغییر داد.

درواپسین سال نخستین سده اسلامی خلیفه نجیب اموی عمربن‏عبدالعزیز برای نخستین بار دستور داد تا سب امام علی(ع)برمنابر و در خطبه‏ها حذف شود و فدک دوباره به بنی‏هاشم و علویان‏بازگردانده شود. (34)

اما به نظر می‏رسید نهالی که امام حسین(ع) با خون خود آبیاری‏کرده بود اینک به ثمر نشسته و زمان بهره برداری از آن فرامی‏رسید.

اینک به اختصار وضعیت‏بنی‏هاشم را پس از شهادت امام حسین(ع) پی‏می‏گیریم:

نخستین جرقه‏های اختلاف در میان بنی‏هاشم احتمالا پس از شهادت امام‏حسین(ع) رخ داد. آن هنگام که گروهی مشهور به کیسانیه معتقد به‏امامت محمدحنفیه شدند که از نظر سنی از امام سجاد(ع) بزرگتربود و به عنوان عالمی علوی مورد احترام مردم (35) مختار در شورش‏خود معتقد بود که به اجازه او قیام کرده است. محمد (36) حنفیه‏در سال 81 هجری‏درگذشت. (37) و گروهی به سراغ پسرش ابوهاشم رفتندو امامت او را معتقد شدند که تا سال‏99 هجری زنده بود و در این‏سال به هنگام مرگ بنابر روایت جعلی بعدی توسط بنی‏عباس ابوهاشم‏که فرزندی نداشت امامت را به محمدبن علی‏بن عبدالله بن عباس‏واگذار کرد. (38) و امامت این گونه از علویان به عباسیان منتقل‏شد.

همزمان با گسترش دعوت عباسیان که شعار خود را «الرضاء من آل‏محمد» قرار داده و به دستور ابراهیم امام از افشای نام واقعی‏امام و رهبر پرهیز می‏کردند. (39) واژه آل محمد که عنوان ویژه‏تیره علوی بود به کار عباسیان آمد. تقسیم بندی ابراهیم امام ازوضعیت‏شهرها نشان از آمادگی ایرانیان برای قیام دارد و نیزعلاقه آنان به اهل‏بیت علیهم السلام (40) یک حرکت موازی از سوی بنی‏عباس مردم را فریفته بود چنان که بعضی‏از بزرگان همراه این نهضت مانند ابوسلمه خلال که به این فریب پی‏برده بود به جرم هواداری از خلافت علویان اعلام شد. (41)

شاید یکی از علل واقعی مخالفت امام صادق(ع) با قیام زید بن علی‏بن الحسین(ع) براساس روایاتی که مخالفت‏حضرت را نشان‏می‏دهد، (42) پیش از هرچیزی فضای نامناسب آن بود که اتفاقا بسیارمورد سوء استفاده عباسیان قرار گرفت، به گونه‏ای که مزار پسرش‏یحیی در خراسان که قبلا از سوی ابراهیم امام به عنوان منطقه‏نفوذ تبلیغاتی مطرح شده بود و احتمالا تشویق او به قیام وخونخواهی پدر از سوی داعیان عباسی احتمالی است که نمی‏توان به‏سادگی از آن گذشت. زیرا شهادت یحیی در خراسان به سال‏126 هجری‏درشورش عباسیان و سقوط امویان در خراسان مهم ارزیابی شده‏است. (43)

روی کار آمدن عباسیان امت اسلامی را در تحولی تازه قرار داد وبنیان حکومتی 90 ساله را فرو ریخت و حکومتی پانصد ساله را به‏قدرت رساند. اما آنچه مهم است نقش موازی عباسیان بود که درشرایط ویژه تاریخی بایک سوء استفاده بزرگ به قدرت رسیدند.

بسیار طبیعی بود که منتظر یک حرکت نسنجیده در عرصه سیاسی ازسوی نماینده مهم و بزرگ علویان باشند. چنان که در ماجرای قیام‏محمد نفس زکیه در سال 145 رخ داد و منصور بهره برداری بزرگ ازآن به نفع عباسیان انجام داد. (44)

امام صادق(ع) که به دقت همه این تحولات اجتماعی را زیر نظر داشت‏فضای سیاست را هرگز آماده یک قیام علنی سیاسی ندید. آنچه که‏جامعه اسلامی از آن رنج می‏برد زیر ساخت فکری بود و الا ایشان به‏هیچ وجه کمتر از شخصیتی چون ابومسلم نبود این را از نامه‏تاریخی ابومسلم به امام که ایشان بدون خواندن آن را به آتش‏سپرده بودند. می‏توان فهمید. پرسش بزرگ مطرح این بود: چه بایدکرد؟

جد او امام حسین(ع) با قیام خونین خود دلهای بسیاری ازمسلمانان را درگوشه و کنار جهان اسلام متوجه اهل‏بیت پیامبر(ص)کرده بود و در زمان امام صادق(ع) حکومتی روی کار آمده بود که‏از شعار «الرضا من آل محمد(ص‏») استفاده و سپس آل محمد واقعی‏را کنار زده بود و مردم نیز پذیرفته بودند. این همه دگرگونی وتلون در جامعه اسلامی معلول چه عواملی می‏توانست‏باشد؟

دراین فضای تیره که مذاهب اهل‏سنت در حال شکل‏گیری بودند چه چیزی‏می‏توانست‏شیعه را پایدار سازد؟ آنچه که به درون فرهنگ مردم راه‏یابد و تفسیر آنها را از رابطه خود با خدا و جامعه اسلامی‏دگرگون سازد.

پس در حقیقت گام دوم در بنیانگذاری یک مکتب را حضرت صادق(ع)برداشت. گویا مردمی که از پس قیام امام حسین(ع) دلداده این‏خاندان شده بودند به سراغ آنها آمده و می‏پرسیدند که اگر نه‏امویان و نه عباسیان شما چه می‏گویید؟ و چه تفسیری از اسلام‏دارید؟ و به عبارت روشن‏تر طرح جایگزین شما چیست؟

نشان دادن یک تفسیر جامع ازخدا، رابطه مردم با او و انسان موردنظر اسلام در آن زمان مهمترین دغدغه‏های حضرت امام جفعر صادق(ع)بوده است اعتقادات عقلانی، اخلاق بایسته و دستورالعمل‏های فردی واجتماعی (فقه) مهمترین حوزه هایی بود که امام صادق(ع) در آن‏هابه طرح و اندیشه دینی پرداختند و چون چنین شد، تشیع دارای‏شناسنامه رسمی گردید و مذهب ما به نام ایشان مزین شد. در ادامه‏نمونه‏ای از دیدگاه‏های امام صادق(ع) که نشان دهنده اسلام ناب‏محمدی(ص)،است ارائه می‏گردد. منبع:http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4746&id=38647

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 10:50  توسط ش. جعفری نوده | 
هفته دفاع مقدس همه ساله یاد آور شجاعت ها و رشادت ها و جانفشانی های ملت بزرگی است که با رهبری الهی حضرت امام (ره)استکبار جهانی را  بر خاک ندامت نشاند.و همه ایادی ظلم و ستم را رسوای تاریخ نمود.بهمین مناسبت یاد و خاطره شهدای گلگون کفن ایران اسلامی را گرامی میداریم .وبه روح بزرگ تمامی شهدا درود می فرستیم.و برای همه جانبازان و رزمندگان آن دوران افتخار آمیز آرزوی توفیق و سلامتی می کنیم. وبه همین مناسبت  قسمتی از وصیت نامه شهید اسلام شهرام جعفری نوده را تقدیم می داریم تا میثاقی دوباره داشته باشیم با آنچه  تمام شهدا ء گرانقدر ایران اسلامی می خواستند.

ولا تموتن الا و انتم مسلمون(ونمیرید بجز در راه خدا که شما مسلمانید).

بنام خدای که رحمان و رحیم است.(رحمان)مهربان به تمام مخلوقات و اما (رحیم) که مهربان فقط به صالحان به کسانی که طریقه جاودانه زیستن را آموخته و با الهام از احکام الله(قرآن مجید) و تحقق بخشیدن به آرمانهای ائمه و اولیاء الله قدم به جای پای امیر مومنان خویش نهادند.وایمان به روز رستاخیز آوردند.با سلام و درود بیکران بر قائم آل محمد و منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و سلام بر پیشگاه مبارک فرزند خلف سید الشهداء و ادامه دهنده راه رسول اکرم(ص)امام خمینی روحی فداء.و درود بیکران بر شهدای گرانقدر جمهوری اسلامی بالخصوص جنگ تحمیلی که با نثار خون خویش راه سرخ انبیاء علیهم السلام این مکتب با خون احیاء شده را اثبات نمودند .و اما خدایا تو خود شاهدی که لایق شهادت نیستم.اما امیدوارم که به فضل خویش نصیبم نمائی.علی هذا جهت انجام تکلیف شرعی قلم بر روی کاغذ نهادم و خواستم وصایای چند معروض نمایم.آنچنانکه از آیه ذکر شده در بالا مشخص است.مسلمان باید تسلیم باشد.تسلیم قوانین اسلام که اگر چنین باشیم.باید مطیع محض قرآن باشیم که می فرماید:قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحبکم اله و یغفر انکم ذنوبکم و الله غفور الرحیم.(بگو ای رسول اگر می گوئید خدا را دوست می داریم پس اطاعت کنید از من تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد) که مصداق عینی حضرت رسول(ص) و قرآن مجسم در این زمان امام امت خمینی کبیر می باشد.فلذا بر هر مسلمانی واجب است که مطیع امام و پیروان امام باشد.تا بتواند به آیه فوق عامل باشد.اطاعت کنید از امام که شکر نعمت است و گرنه خداوند نعوذوبالله حجاجی بر ما مسلط می نماید.عزیز و گرامی دارید خانواده معظم شهداء و معلولین را که به حق وارثان این انقلابند.بر امام حسین(ع) گریه کنید که شما را از آتش دوزخ رها می نماید.به فکر زیارت امام حسین(ع) باشید که در روز قیامت حضرت رسول با زوار امام حسین(ع) مصافحه می کند.والدین گرامی و دوستداران عزیزم تنها وصیتم خدمت شما این است که می بایست در دریای خون شنا کنیم تا به ساحل نجات برسیم.باید پیرو ائمه و اولیاء سلام و الله  علیهم اجمعین باشیم که همگی با خون خویش اسلام را بارور نمودند.مسلمین نیز می بایست به فکر جنگ باشند.چرا؟ چونکه همانگونه که در زمان امام حسین(ع)آن قیام -قیام اسلام بود .امروزه نیز قیام انقلاب اسلامی قیام اسلام است.و در نتیجه خدای نکرده شکستش شکست اسلام و انشاءالله فحش فتح اسلام است.فلذا هان ای مسلمین آگاه باشید که اسلام و قرآن در خطر است.البته این مشخص است که خداوند از اسلام خود نگهداری خواهد نمود. اما  ای انسانها هدف از خلقت فقط و فقط رسیدن به اوج انسانی و خداگونه شدن است و این مقام در زیر سایه همین جنگ است.ای انجمن های اسلامی و ای عزیزانم خود را مسلح به قرآن نمائید تا قدرت شما فوق تمام قدرت ها باشد(یدالله فوق ایدیهم).و بتوانید بر شیطان بزرگ(نفس اماره) خویش غالب آئید.در همه امور دنیویتان خدا را در نظر بگیرید تا خدا امور دنیوی و اخروی شما را برآورده بخیر نماید.خداوند انشاءالله به جمیع مسلمین توفیق عبودیت خالصانه را عنایت فرماید.انشاءالله معکم.
محل شهادت:جزایر مجنون--عملیات خیبر:اسفندماه1362

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 9:28  توسط ش. جعفری نوده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
فرازی از وصییت نامه شهید شهرام جعفری نوده(عکس فوق):
ولا تموتن الا و انتم مسلمون(ونمیرید بجز در راه خدا که شما مسلمانید).
محل شهادت:جزایر مجنون--عملیات خیبر:اسفندماه1362

هدف از این وبلاگ مطالعه و پی گیری اخبار و اطلاعات ایران و جهان از طریق رسانه ها و بیان نظرات و پیشنهادات سازنده پیرامون مسائل جاری کشور و جهان است که شاید برای بشریت مفید واقع گردد.(انشاا... )و اتشار اخبار و اطلاعات و نظرات از بابت اطلاع رسانی است و به منزله قبول یا رد نظرات اشخاص نمی باشد.

پیوندهای روزانه



آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
پیوندها
خبرگزاری فارس
سفر سبز
خانم نسرين بدری
وزارت آموزش وپرورش
آزمون تيزهوشان مبتكران - سوم راهنمايي
هشجین
هیرو دان نه خبر ؟
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM